تبليغاتX
تیکه های کاغذ
سر در نوشته های پیشین --- کلیک کن
 

                               کوچک باش و عاشق که عشق می داند آيين بزرگ کردنت را...


عاشقانه ها... (11)
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بيدارم . عشق من دست تو يعنی خورشيد. گرمی دست تو را کم دارم . . .

ديروز رفتم ساعت فروشی ساعت بخرم،
اما هيچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که ديدمت نبود ....

عشق يعنی شب نشينی با خدا
گفتگو با ناله اما بی صدا
عشق پرتاب گليست از سوی دوست
هر كجا باشد، دلم همراه اوست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 19:7 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (10)
با نگاه آرامت نامهربانی هايم را می بينی
و هم چنان مهربانی می کنی
لبخند تو برايم شرمندگی مکرر به بار می آورد
و سکوتی آشنا
که آبستن پرسش بی جواب من است :
چه طور می توانی اين قدر وسيع باشی؟

يک روز وقتی که ديگر آفتاب بودنت معنی گرما نمی دهد خاطرم ترا می آزارد آفتاب بودنت سالهاست مثل عشق نيست روشن نمی شوم . گرما نميدهی.

ای صميمی ای دوست
گاه بيگاه
لب پنجره خاطره ام می آيی
ای قديمی ای خوب
تو مرا ياد کنی يا نکنی
"من به هر لحظه به يادت هستم....!"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 23:1 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

دو ترانه زیبا از بنیامین
 

دو ترانه زیبا از بنیامین رو از اینجا دانلود کنید.

 

اگه خوشتون اومد آلبوم کاملشو می ذارم.

 

+ نوشته شده در ساعت 21:22 توسط دستنوشته |
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (9)
مهر دل ما مدام تقديم شما
عمری که شود به کام تقديم شما
پيدا نشد آن هديه که در شان شماست
يک باغ گل سلام تقديم شما

دريغا وقتی بود نميديدم ، وقتی ميگفت نميشنيدم ، وقتی ديدم که نبود ، وقتی شنيدم که نگفت...

نرنجم .....
که با ديگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی!!!!!؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 21:3 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (8)
می گفتند که ...
چشمانت ديگر جاذبه ای ندارند !
امروز از آن ها افتادم ،
باورم شد !!!

من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند/ خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند

لحظه رفتنيست و خاطره ماندنی. تمام ادبيات عشق را به يك نگاه ميفروختم اگر لحظه ماندنی بود و خاطره رفتنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 21:0 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (7)
تنها بنايی كه هر چه بيشتر بلرزه، ‌محكمتر ميشه، دلــه !

به خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...

برق در ايران باستان کشف شده بود !
برای نخستين بار .
آن زمان که پيرمردی نقاش ...
تصويری از چشم های تو کشيد !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 18:2 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (6)
%$^#@#@#$$@#
به يک زبان باستانی نوشتم دوستت دارم
فکرشو بکن... از اون قديما دوستت داشتم!

اين قدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد خدا اينقدر بزرگ نبود.

باغبان در را نبند من فرد گلچين نيستم، من اسير يک گلم دنبال هر گل نيستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 12:21 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (5)
وقتی قلبت شكست
خورده هاشو يه گوشه نگه دار
درسته كه هيچ وقت مثل اولش نمي شه
اما شايد بتونی تكه های گم شده يه قلب ديگه باشی

هيچ وقت پنجره دلت رو تا آخر واسه كسی باز نكن
چون باد مياد و اون رو واسه هميشه می بنده . . .

اگر تمام درد های دنيا را نردبان كنی ، دستت به سقف دلتنگی من نميرسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 12:14 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (4)
زندگي اجبار است
مرگ انتظار است
عشق يکبار است
جدائی دشوار است
فکر تو تکرار است

اگر مردم تو خاکم کن
اگر ماندم به مهر خود تو شادم کن

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما اين همه افسانه نداشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 1:13 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (3)
از وقتی فراموشم کردی،
زيباتر شدی!
دروغ گو ها را بايد فراموش کرد!
امشب اعتراف می کنم
به تنها دروغی که گفتم:
"من نيز فراموشت خواهم کرد !!!"

باران می بارد.
با اين دو نفره بودن هوا ...
من تنها!
تو تنها!

قاصدک
نامه ای برای آتش داشت
خيانت در امانت نکرد
نامه را رساند و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 17:50 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (2)
از پشت عينک آفتابی
برای سرنوشتمان تصميم می گرفتی
و ما نيز ناتوان از ديدن چشم هايت
به خود وعده وصال می داديم!


قلبی داری به وسعت هفت دريا
و بی نهايتی آسمان ها،
بايد منطقی باشم.
حق داری، اگر دلت برايم ...
تنگ نمی شود!!!


قصری ساخته بودم برايت
از جادويی ترين شاخه های گل سرخ
اما تو ، به لطافت يک تراکتور
از روی آن گذشتی!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 19:16 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»

عاشقانه ها... (1)
نگاهم را به جاده دوخته ام
به خط های سپيدی كه از هم دورند
ديگر خيال سبقت گرفتن ندارم
بيا به هم بپيونديم...

 

نامه هايم را براي پاره كردن نوشته ام
مي توانی بسوزانی شان.
حرف هايم را بی دليل گفته ام
مي توانی فراموششان كني.
ولی عشقم را از صميم قلب بخشيده ام
نمی تواني دوستم نداشته باشی !!!

 

هر چه تا به حال شنيده ای، قبول . ولي...
شاه ماهی تنگ بودن هم بد نيست.
اگر بدانی ...
ماهی هايی که به دريا می رسند
از افسردگی می ميرند!!!

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 14:51 توسط دستنوشته
    موضوع: «عاشقانه ها»