ای دل ديوانه، بشنو اين مرام زندگی است
او که گريان کرد چشمی را نصيبش خنده نيست
شايد کمی بيشتر.
ولی می دانم
روز که به پايان رسد،
سالهای سال
تو را نخواهم ديد.
«۲۴ مهر ۸۷»

متولد عشق.
و اگر نمی دانی چیست، بهتر است ندانی.
و اگر می دانی که ................ هیچ!
گفتنی ها را گفتند.
حرفی بیشتر از قبل ندارم.
که عشق فقط سوختن است و سوختن،
و گاه لذت بخش و گاه جانکاه.
آنگاه که پوست می اندازی.
آنگاه که در خود غرق می شوی.
آنگاه که از درون فریاد می کشی.
...
۱ ساله شده ام.
و این ۱ سال عمر درازیست.
پیر شده ام.
پیرتر از آن چه صورتم به نمایش می گذارد.
پیرتر از موهای سپیدم.
پیرتر از چهره غبار گرفته ام.
۱ ساله شده ام...

چند عکس در ادامه مطلب...
سرمای زمستانی است
که هيچگاه
از وجودم عبور نخواهد کرد.
تمام زندگی ام
بادهای سرد پاييزی است
که بر موهايم می نشيند
و خوابش را به کابوسی بدل می کند.
تمام زندگی ام
چشمان توست.
چشمان بهاری تو!
«۱۳ شهریور ۸۷»

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Reza Aminzadeh