کوچک باش و عاشق که عشق می داند آيين بزرگ کردنت را...
سايه های بی مهتاب.
ما رها خواهيم شد.
رها خواهيم شد از اين بند وجود.
من و تو...
به زيبايی يک پرواز،
رها خواهيم شد.
«۲۷ بهمن ۸۶»

به لبخندی دل می بندم،
وقتی
دلم به تاراج می رود.
وقتی عقلم
زير پای لبخندیست
که به چشمانم
دروغ می گويد.
«۱۷ دی ۸۶»

برای ديدارت گذاشته اند.
روزهايی که
تمام قلبم
تو را فرياد می زند.
و ای کاش
می دانستند
گاهی انسانها
تنها می مانند.
«ولنتاین تون مبارک»
«۲۵ بهمن ۸۶»

از کدامين پنجره رو به پائيز
بهار را سلام گفتی
که اينگونه
شکوفه ها را
در آغوش می کشم؟
«۲۳ آبان ۸۶»

به اين يگانه هم نفسم،
که با آمدنش
چشمانم بهاری می شود.
به تنهايی ام نخند.
اينجا بوی بهار می دهد.
«۲۷ آذر ۸۶»

کسی گفت،
ديروز،
در کوچه ای دور،
دستان سايه تو را
گرفته بود.
«۲۱ آذر ۸۶»

اگر زمانه ترسناک است،
بيا تا دستان يکديگر را بفشاريم.
تاريکی در گذر است.
«۲۴ تیر ۸۶»

پس از مدتها یه سر به آرشیو بلاگم زدم دیدم ای دل غافل ۵ روز از تولدش میگذره...
گرچه هیچوقت براش تولد نگرفتم ولی...
این کیک هم واسه تولدش...
۱ بهمن ۱۳۸۴

یه روزی میرسه که من دیگه اینجا نیستم ولی امیدوارم این وبلاگم باقی بمونه...
در اين شب تاريک
هيچ می شود.
وقتی آسمان می گريد،
زمين شاد می گردد.
سبز و سيراب
از عشق آسمان.
اينگونه است
که هيچگاه
به هم نمی رسيم...
«۲۲ مرداد ۸۶»

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Reza Aminzadeh