کوچک باش و عاشق که عشق می داند آيين بزرگ کردنت را...
که خنده هايش را در ميان تيله های گمشده
جا گذاشته است
و در حالی به زندگی عشق می ورزد
که هر ثانيه
در پی قطرات شور اشکها می دود.
شايد گذارم روزی به کهنسالی برسد
و شايد در آن گاهگاهی بخندم...
«۳۰ تیر ۸۰»

سرچشمه فيض لايزال است علی
لنگر به سفينه کمال است علی
آيات جلالت همه در شأن وی است
مفهوم کلام ذوالجلال است علی
از "عين" علی عيون ما بينا شد وز "لام" علی لسان ما گويا شد در "يای" علی نور خدا می بينم زان نور محمد و علی پيدا شد.

![]()
نامه هايم را براي پاره كردن نوشته ام
مي توانی بسوزانی شان.
حرف هايم را بی دليل گفته ام
مي توانی فراموششان كني.
ولی عشقم را از صميم قلب بخشيده ام
نمی تواني دوستم نداشته باشی !!!
![]()
هر چه تا به حال شنيده ای، قبول . ولي...
شاه ماهی تنگ بودن هم بد نيست.
اگر بدانی ...
ماهی هايی که به دريا می رسند
از افسردگی می ميرند!!!
بقیه در ادامه مطلب
جويای زندگی بر باد رفته خويش،
شاپرک ها را دور می زنم.
سرمای تابستان در رگهای بدنم رخنه کرده است.
تو را می خواهم،
تو را می نامم
تا شايد
آدم برفی های خاطراتم آب شوند.
«۱۲ اردیبهشت ۸۰»

روزهايم با تو رنگ می شدند،
تا تمام ثانيه هايش
سرشار از طراوت بود.
«۲۸ بهمن ۸۵»

(روزت مبارک مادرم
)
استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Reza Aminzadeh