تبليغاتX
تیکه های کاغذ
سر در نوشته های پیشین --- کلیک کن
 

                               ای دل ديوانه، بشنو اين مرام زندگی است

                               او که گريان کرد چشمی را نصيبش خنده نيست


612
از  تمام آينه ها

صدای عبورم را خواهی شنيد.

احساسم کن.

دستانت را خواهم فشرد.

«۲ تیر ۸۶»

+ نوشته شده در ساعت 13:11 توسط دستنوشته (ساشیا) |
    موضوع: «دستنوشته های 86»

594
می گذرد عمر، همچنان که تا به اکنون گذشته است...

با ثانيه ها برقص! می گذرند همچنان...

می پرند.

با شادی به دنبالشان می دويم.

غم راهی ندارد!

+ نوشته شده در ساعت 12:48 توسط دستنوشته (ساشیا) |
    موضوع: «دستنوشته های 85»

610
کمرم شکست

ازاين بازی غريب روزگار

که مرا در تلاطم اشکهايم غرق می سازد.

کمکی نيست.

ياريگری جز او

که می دانم

وقتی نيازمندش هستم

تنها لبخند می زند!

«۲۴ خرداد ۸۶»

+ نوشته شده در ساعت 1:4 توسط دستنوشته (ساشیا) |
    موضوع: «دستنوشته های 86»

607
رنگ ترانه ها...،

اينک می دانم

آسمان چه رنگی دارد...

«۲۹ اردیبهشت ۸۶»

+ نوشته شده در ساعت 19:37 توسط دستنوشته (ساشیا) |
    موضوع: «دستنوشته های 86»