ای دل ديوانه، بشنو اين مرام زندگی است
او که گريان کرد چشمی را نصيبش خنده نيست
صدای عبورم را خواهی شنيد.
احساسم کن.
دستانت را خواهم فشرد.
«۲ تیر ۸۶»

با ثانيه ها برقص! می گذرند همچنان...
می پرند.
با شادی به دنبالشان می دويم.
غم راهی ندارد!

ازاين بازی غريب روزگار
که مرا در تلاطم اشکهايم غرق می سازد.
کمکی نيست.
ياريگری جز او
که می دانم
وقتی نيازمندش هستم
تنها لبخند می زند!
«۲۴ خرداد ۸۶»

اينک می دانم
آسمان چه رنگی دارد...
«۲۹ اردیبهشت ۸۶»

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Reza Aminzadeh